سيد ظهير الدين مرعشى

42

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

حدود جام و با خرز تا حدود مازندران را به تصرف خود درآورد . امير مسعود با اتباع خود با ملك حسين هرات سه شبانه روز مصاف داد و شيخ حسين جورى كه مقتداى اهالى خراسان بود به قتل آمد . مولانا اولياء الله نوشته كه در آن واقعه هفت هزار مرد مقتول گرديد . امير مسعود منهزم شد و رو به طرف مازندران نهاد . با پادشاه تغاتيمور جنگ در پيوست و به اندك زمان مغول را در استراباد شكست داد و شيخ على كلون را كه برادر تغاتيمور بود بكشت ، و از خراسان تا گرگان او را مسلم گشت . در آن زمان كيا جمال الدين احمد كه در مازندران مرد بزرگ و پير و روزگار ديده و گرم و سرد روزگار چشيده بود ؛ براى حفظ مازندران چنين صلاح دانست كه با امير مسعود بپيوندد و از فخر الدوله شاه مازندران اجازت حاصل كرد با برادرزاده‌هاى خود كيا تاج الدين جلال و كيا جلال الدين به استراباد نزد امير مسعود برفت . امير مسعود او را به انواع نوازش مخصوص گردانيد و بر فور به عزيمت آمل تصميم نمود و كيايان مذكور در پيش استاده به سارى آمدند ، و قاصدى را نزد ملوك مازندران و رستمدار فرستادند كه ملاقات كجا خواهد بود . ملك فخر الدوله پادشاه مازندران با ملك جلال الدوله اسكندر پادشاه رستمدار مشورت كرد كه جز جنگ چيز ديگر صلاح نيست با همديگر عهد مجدّد كردند و اطراف راه‌ها را محافظت نمودند . امير مسعود بعضى خراسانيان را در سارى گذاشته روز نوروز به آمل وارد شد . ملك فخر الدوله نيابت شهر را به اكابر و اعيان و سادات واگذار كرده خود با نوكران غيبت كرد ! در روز هجدهم ذى حجهء 743 با چند هزار مرد مكمل با سلاح آراسته در صحراى بوران آمل درآمد و از رودخانهء هرهز گذشته در خانهء ملك نزول فرمود . يك محلّه را كه خراطه كلاته ميخواندند دور تا دور خانه‌هاى آن را جويها و درهاى خانه‌ها را امر فرمود سدّى ساختند ! ملوك مازندران و رستمدار نزد او تهديد مىفرستادند و در حوالى آمل دست - بردها مىنمودند و بر لشكر ايشان شبيخون مىزدند . كيا جمال الدين احمد پياپى